عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

112

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

لا يبوس لا يبلى ثيابه و لا يفنى شبابه » . النوبة الثالثة - قوله تعالى يا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ - اينت خطاب خطير و نظام بى نظير ، سخنى پر آفرين و بر دلها شيرين ، جان را پيغام است و دل را انس ، و زبان را آئين . فرمان بزرگوار از خداى نامدار ميگويد - بلطف خويش بسزاى كرم خويش : اعْبُدُوا رَبَّكُمُ بندگان من مرا پرستيد و مرا خوانيد و مرا دانيد ، كه آفريدگار منم ، كردگار نامدار بنده نواز آمرزگار منم ، مرا پرستيد كه جز من معبود نيست ، مرا خوانيد كه جز من مجيب نيست ، آفريننده منم چرا ديگران را مىپرستيد بخشنده منم چونست كه از ديگران مىبينيد ؟ ! يقول جلّ جلاله - آنا و الملأ فى بناء عظيم ، اخلق فيعبد غيرى و انعم فيشكر غيرى . و قال جلّ و عزّ - « يا ابن آدم انا بدّك اللازم فاعمل لبدّك ، كل الناس لك منهم بد و ليس منى بدّ » و روى انّ اسعد بن زرارة اقام ليلة العقبة فقال « يا رسول اشترط لربك و اشترط لنفسك و اشترط لاصحابك » فقال امّا شرطى لربى فان تعبدوه و لا تشركوا به شيئا ، و اما شرطى لنفسى فان تمنعونى ممّا تمنعون منه انفسكم و اولادكم ، و اما شرطى لاصحابى فالمواساة فى ذات ايديكم » قالوا فاى شىء لنا اذا فعلنا ذلك قال « لكم الجنّة قال ابسط يديك ابايعك . اعْبُدُوا رَبَّكُمُ - گفته‌اند كه اين خطاب عوام است كه عبادت ايشان بر ديدار نعمت بود و بواسطهء تربيت ، و آنجا كه گفت « اعْبُدُوا اللَّهَ » خطاب با اهل تخصيص است كه عبادت ايشان بر ديدار منعم بود بى واسطهء تربيت و بى حظ بشريّت . همانست كه جاى ديگر گفت يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ ، جاى ديگر گفت يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ با خطاب تعميم اتَّقُوا رَبَّكُمُ گفت و با خطاب تخصيص اتَّقُوا اللَّهَ . آن بهشتيانراست و اين حضرتيان را . جنيد از اينجا گفت - آن روز كه در جمع عوام نگريست كه از جامع المنصور بيرون ميآمدند - هؤلاء حشو الجنة و للحضرة قوم آخرون . و در آخر آيت گفت - لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ - اين تنبيه است كه عبادت اللَّه بنده را بنهايت تقوى رساند ، و از نهايت تقوى بنده به بدايت دوستى حق و پيروزى جاودانه رسد . چنانك